الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

222

الهيات در نهج البلاغه (فارسى)

واجب‌الاطاعه بوده و تابش و شعاع ولايت مطلقه و حكومت الهيّه هستند ، معلوم مىشود و با توجّه به اين نكتهء ارزندهء توحيدى ، معنى حديث شريف « فإذا حكم بحكمنا و لم يقبل منه فكأنّما به حكم اللَّه استخفّ ، و علينا ردّ ، و الرّادّ علينا رادّ على اللَّه ، و هو في حدّ الشّرك باللَّه » و نيز معنى بعضى از اخبار كه در آن « و لا يشرك بعبادة ربّه احداً » به شريك قرار ندادن كسى با اميرالمؤمنين عليه السلام در امر خلافت و يا به عبارت شامل‌تر ، شريك قرار ندادن ديگران در رهبرى و زمامدارى با رهبرانِ مشخّص و شناخته‌شدهء رژيم الهى يعنى ائمّهء اثنا عشر عليهم السلام تفسير شده است ، مستفاد مىگردد . و اين است معنى دين خالص و اطاعت بىشائبه و پاك كه شايد تفسير آيهء « أَلا لِلَّهِ الدّينُ الخالِصُ » « 1 » باشد و اين ، توحيد عبادت و خضوع و تسليم در برابر رژيم الهى و حكومت حق و قوانين حق و تمام اطاعتهايى را كه شرع واجب قرار داده است فرامىگيرد . تمام آن اطاعتها موضوع اطاعت از خدا و قانون خدا و حكومت خداست و هيچ كدام به خودى خود وجوبى ندارد ، و از آن جهت اين اطاعتها واجب است كه با آن ، اطاعت خدا و تمكين از احكام خدا حاصل مىشود مانند اطاعت زن از شوهر ، فرزند از پدر و مادر ، و افراد جامعه از والى و حاكم شرعى . تمام اين اطاعتها در اين نظام توحيدى مندرج است . و براى اينكه اهميّت اطاعت از رژيم دينى و الهى و تسليم بودن در برابر نظام توحيدى اسلامى و نيز وجوب مخالفت با رژيمهاى ديگر و عدم تمكين در مقابل آنها در اسلام معلوم گردد ، خوانندگان عزيز به « كتاب الحجّه » از كتاب مستطاب كافى

--> ( 1 ) . زمر ( 39 ) آيهء 3 .